تبليغاتX
روزگار ما

در جهانی که تولید کتاب ثانیه‌‏ای شده است و یکی از شاخص‌‏های اساسی توسعه یا واپس‌‏ماندگی فرهنگی را نرخ تولید و شمارگان کتاب تشکیل می‌‏دهد، جامعه‌ی ما از سهم بسیار اندکی در تولید جهانی کتاب برخوردار است؛ یعنی در ایران یک صفحه در ثانیه در برابر بیش از چهارصد هزار صفحه در ثانیه تولید کتاب در جهان...

در سال ۲۰۰۴ با تیراژ ۲۸ میلیارد و ۱۲۵ میلیون نسخه، معادل پنج تریلیون و دویست و سه میلیارد و یکصد و بیست و پنج میلیون صفحه، یعنی در هر ثانیه ۱۶۴ هزار و ۹۹۰ صفحه تولید شده است... این رقم فقط متعلق به: اول فقط چاپ اول، دوم فقط دویست هزار ناشر در جهان، سوم منهای کتاب‌‏هایی است که از طریق شبکه جهانی اینترنت در اختیار خوانندگان قرار می‌‏گیرد و چهارم نیز کتاب‌‏هایی که توسط کتابخانه‌‏های بزرگ دنیا تکثیر و به خوانندگان ارائه می‌‏شود. به عبارت دیگر آمار واقعی تولید کتاب در جهان را می‌‏توان حداقل دو برابر رقم فوق یعنی دست‌‏کم بیش از ۴۰۰ هزار صفحه در ثانیه برآورد کرد.

و اما در ایران در سال ۱۳۸۲ رقم ۳۷ میلیون صفحه در کل زمینه‌‏ها، و در سال ۱۳۸۳، ۳۵ میلیون صفحه سهم تولید کتاب در تمامی رشته‌‏ها بوده است که عبارت است از تقریباً هر ثانیه یک صفحه. صرف‌‏نظر از ارزشیابی کیفی این تولیدات، به لحاظ کمی نیز این رقم تاسف‌‏بار است و به ویژه در یک‌‏سال اخیر سیر قهقرایی افزون‌‏تری یافته است. با ارایه‌ی آمار کاذب که عمدتاً مربوط به کتاب‌‏های درسی و دانشگاهی  یا کتب فنی و علوم محض است، واقعیت تغییر نمی‌‏یابد. شاخص واقعی در شمارگان کتب علوم انسانی، اجتماعی و سیاسی است که علم مدیریت جامعه هستند.

محدودیت شدید اعمال‌‏شده در سال ۸۴ و ۸۵ نسبت به صدور مجوز چاپ کتاب‏، صنعت در حال احتضار نشر و نویسندگی را به سوی اضمحلال و نابودی سوق می‌‏دهد. ده‌‏ها تن از نویسندگان و ناشران مهم ماه‌‏هاست در توقف و انتظار نشر آثارشان نشسته‌‏اند. این در حالی است که فقط در چند کشور توسعه نیافته و غیردموکراتیک در جهان، رسم کسب مجوز پیش از انتشار برای کتاب و روزنامه هنوز پا برجاست و متأسفانه کشور با فرهنگی چون ایران نیز در عداد آن‌ها قرار دارد، حال آن که امروز حتا در افغانستان، انتشار کتاب و روزنامه مجوز پیش از چاپ نمی‌‏خواهد و تنها پس از چاپ اگر شاکی وجود داشت که شکایت او برخلاف حق آزادی بیان نبود، به آن رسیدگی می‌‏شود و در صورت محکومیت نیز غالباً جریمه‌ی مالی مقرر می‌‏شود.

در ایران نه تنها موازین بین المللی حقوق بشر، بلکه قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بر حق آزادی بیان دلالت دارد و قانونگذاران در مذاکرات مجلس خبرگان در شرح اصل ۲۴ قانون اساسی که درباره‌ی آزادی بیان است، گفته‌‏اند این حق شامل نوشتن کتاب در رد نظام جمهوری اسلامی هم می‌‏شود. دکتر بهشتی، نایب رییس مجلس خبرگان در هنگام بحث پیرامون مفهوم آزادی بیان در اصل ۲۴ قانون اساسی از خبرگان پرسش می‌‏کند: «خواهش می‌‏کنم به اصل سوال جواب بدهید. بنده می‌‏گویم یک کسی آمده، کتابی نوشته که اصلاً سیستم جمهوری اسلامی سیستم بدی است. می‌‏خواهیم بدانیم بر طبق این اصل قانون اساسی، باید جلوی کتاب او را بگیرند یا نه؟» شهید باهنر در پاسخ می‌‏گوید: «خیر، اگر چنانچه عنوان قیام و اقدام دارد، به صورتی که می‌‏خواهد اصل سیستم را به هم بزند، این البته اشکال دارد ولی اگر به صورت اظهار نظر و بیان عقیده باشد، وقتی که ما اول نوشتیم نشر افکار و عقاید، حتا ممکن است کسی عقیده‌ی خودش را که عقیده‌‏ای غیردینی است، بیان کند و می‌‏خواهد عقایدش را بگوید. او یک طرز فکر اجتماعی، فلسفی و سیاسی دارد و بیان می‌‏کند

نماینده دیگری (موسوی تبریزی) نیز اصل خدادادی آزادی را مطرح می‌‏کند و می‌‏گوید طبق آن «کمونیست هم که نه به مبدأ و نه به معاد اعتقاد دارد، حتا در ترویج مرام خود آزاد است.» پس از این بحث و با چنین تصوری از آزادی بیان بود که اصل ۲۴ قانون اساسی رأی آورد.

...
این در حالی است که گرچه اصل صدور مجوز مغایر حقوق طبیعی شهروندان برای آزادی بیان است اما طبق ماده ۴ همین مصوبه، مرجع قانونی صدور مجوز کتاب، هیأت نظارت است در حالی که تمام این تصمیمات در وزارت ارشاد و توسط ادارات تابعه‌ی این وزارتخانه صورت می‌‏گیرد که عملی برخلاف قانون است.

وزارت ارشاد با تبدیل حق نشر کتب و مجلات به یک امتیاز، علاوه بر این که یک حق قانونی و طبیعی و حقوق بشری برای تولید اندیشه و گردش آزاد اطلاعات را پایمال ساخته و بساط نوعی رانت‌‏خواری را گسترانیده است، همچنین از طریق ایجاد محدودیت یا خطر برای مجوز نشر و کتاب و مجله (دریغ ورزیدن امتیازی که در اصل حق است) یا جلوگیری از تسهیلات حمایتی، ناشران را دچار نگرانی و بحران ساخته است. کسی که در سالیان گذشته هیچ شغل دولتی نداشته و از طریق اجرای طرح‌‏های پژوهشی و انتشار کتاب‌‏هایش امرار معاش کرده است، با ممنوعیت کتاب‌‏هایش در این شرایط طاقت‌‏فرسای اقتصادی که در دولت جدید طاقت‌‏فرساتر شده است، چگونه باید ادامه حیات دهد؟

اگر بند ناف صاحبان قدرت به درآمد بادآورده‌ی نفت گره خورده است و طعم این مشکلات را نمی‌‏چشند، آیا مجازند با سایر شهروندان چنین رفتار کنند؟ دولتی که شعارش عدالت و معیشت است، چگونه ناشران و نویسندگان را با خطر بیکاری و محرومیت از یگانه منبع درآمد زندگی‌‏شان مواجه می‌‏سازد؟

به هر تقدیر این نامه فقط حکایت یک نویسنده است و ده‌‏ها تن دیگر از صاحبان قلم با چنین معضلی روبرویند. در عجبم در حالی که مورخان و مستشرقان، راز گسترش آغازین اسلام را تسامح و تساهل و بردباری فرهنگی می‌‏دانند و در دنیای امروز که کنترل و سانسور فرهنگی و آثار علمی و فکری بی‌‏معنا و شگفتی‌‏ساز شده است، ما شاهد چنین محدودیت‌‏هایی برای کتاب هستیم. نمی‌‏دانم برخی متولیان امور می‌‏خواهند از ارایه سیمای ضدفرهنگی و مخالف آزادی بیان و اندیشه از نظام جمهوری اسلامی چه سودی ببرند؟

...
در دوره‌ی مدیریت پیشین وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدت زمان بررسی و صدور مجوز نشر کتاب را تقریباً به دو الی سه هفته کاهش داده بودند، به جز معدود کتاب‌‏های ویژه‌‏ای که محتمل بود زمان بیش‌تری را برای بررسی بطلبد، اما در دوره‌ی مدیریت جدید، این زمان نه تنها به چند ماه افزایش یافته، بلکه در موارد بسیاری به مدت زمان نامحدود و نامعلومی سپرده شده است. اکنون به جز یک اثر که پنج سال است ابتدا در یکی از موسسات، سپس وزارت ارشاد بلا تکلیف مانده، قریب به دو سال است که شش کتاب دیگر از این قلم در محاق بررسی در وزارت ارشاد است و پس از سپری شدن این زمان طولانی اعلام داشته‌‏اند که به کتابهایم مجوز انتشار نمی‌‏دهند و هیچ نامه و مکتوبی حاوی این پاسخ و ادله و مستندات قانونی منع چاپ کتاب را تسلیم نمی‌‏کنند.

...
امکان انتشار کتاب‌هایم را در خارج از ایران بدون محدودیت‌‏های کنونی در کشور داشتم، اما به سبب علایق ملی خویش، زیبنده کشور و حتی نظام جمهوری اسلامی نمی‌‏دانستم که نویسندگانی در ایران زندگی کنند و آثارشان در خارج از کشور به زیور طبع آراسته شود...علی‌‏رغم ناامیدی به احقاق حق خویش... بدین ‌‏وسیله شکایت خود را نسبت به تضییع حقوق خویش توسط اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام و خواستار رسیدگی و اقدام به ابطال منع چاپ کتاب‌‏های خویش هستم.

+ نوشته شده توسط الهام رحيمي در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 20:12 |

در پی وضعیت پیش آمده در حوزه نشر و کتاب، در یک اقدام کم‌سابقه، سازمان بین‌المللی ماده 19 کنوانسیون حقوق بشر، IPA و انجمن PEN، نامه مشترکی را خطاب به "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران منتشر کرده‌اند. این نامه که متن آن را در زیر می‌خوانید، خواستار برطرف شدن وضعیتی است که از سوی وزارت ارشاد در باب مسائل مختلف نشر پیش آمده است. این نامه چندی پیش در سایت اینترنتی اتحادیه ناشران بین المللی منتشر شده است.

در این نامه آمده است: «ماده 19، اتحادیه ناشران بین المللی IPA و پن بین المللی عمیقاً نگران دستورالعمل‌های مربوط به نشر است که از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر می‌شود و انتشار کتاب‌های جدید توسط ناشران و نویسندگان را با مشکل روبه رو می‌کند.» سازمان IPA در سال 1896 در پاریس تاسیس شد و نمایندگی صنعت نشر را در سراسر جهان- از طریق 78 کشور- و اتحادیه ناشران تخصصی و منطقه یی را در 66 کشور جهان به عهده دارد. پن (قلم) بین‌المللی نیز در سال 1921 در لندن تاسیس شد و در حال حاضر 138 مرکز در بیش از 100 کشور دنیا دایر کرده است و به سازمان ملل نیز در این زمینه مشاوره می‌دهد. هر دو این سازمان‌ها با هدف تقویت و دفاع از آزادی نشر، تقویت خواندن و نوشتن، دفاع از حقوق مولفان و ناشران و خلق و توزیع کتاب در آزادی کامل تاسیس شده‌اند. ماده 19 نیز سازمان حقوق بشری است که به طور مشخص در زمینه دفاع و تقویت آزادی بیان و آزادی اطلاعات در سراسر جهان فعالیت می‌کند.

در بخش دیگری از این نامه آمده است؛«ما درک می‌کنیم که در ایران مجوزها بعد از بررسی و حذف نکاتی همچون مسائل ضداسلامی، غیراخلاقی و غیرقابل قبول از نظر سیاسی صادر می‌شود

در این نامه با توجه به امضای کنوانسیون تعهدات بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی در سال1975 از طرف ایران یاد آور شده است:«ما این نکته را متوجه شده‌ایم که طبق شرایطی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه نشر و توزیع کتاب به وجود آورده است، ناشران و مولفان باید ماه‌ها منتظر دریافت مجوز برای کتاب‌هایشان بمانند که بیشتر شامل رمان‌ها و کتاب‌های سیاسی می‌شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال حاضر حتی کتاب‌هایی را که قبلاً مجوز دریافت کرده‌اند برای چاپ مجدد ملزم به دریافت مجوز کرده است. این وضعیت منجر به این شده است که برخی از نویسندگان ایرانی که دیدگاه‌هایشان با دولت منطبق نیست دچار موانعی شده‌اند و مجبورند آثارشان را در خارج از ایران و حتی در اینترنت منتشر کنند

دولت ایران مکرر از قصد خودش مبنی بر حمایت از کتاب و کتابخوانی اعلام کرده است، با این حال خوف آن داریم که سیاست‌های نشر این وزارتخانه با این هدف مغایرت داشته باشد و اصل وجودی صنعت مستقل نشر را زیر سوال ببرد.

چرا باید بی‌تدبیری و بی‌مسئولیتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تا بدانجا باشد که این سازمانها‌به خودشان اجازه‌ی دخالت در امور داخلی کشور و نامه‌نگاری بدهند؟

 

+ نوشته شده توسط الهام رحيمي در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 20:9 |
درد - درد !!

سرم درد می کند

در پس دستمال نجیبی

که مأموریتی دیگر گونه انتظار می کشد

درد - درد - مرد

مردی که در تن اشک هایی شبیه یک عینک

خورد می شود

                 و می ریزد

روی جاده هایی

                 که خود ، خلف زاده های دلتنگی اند 

جاده

خط

رفتن

دل

تنگ

بنگ - بنگ

آینه ترک برداشت

" اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک ترند " ...

و تن به وطن سپرده

بافتیم پیراهنمان را      

از هر کلافی که گذشتیم .

+ نوشته شده توسط الهام رحيمي در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 19:53 |
 دخترک مرد از این درد خدا خواسته است

                                   سوگواری نکن ای مرد خدا خواسته است

 و پدر رفت که شکایت کند از دکتر ها

                                  همسرش گفت که برگرد خدا خواسته است

 دخترک گفت پدر جان یرقان یعنی چه؟

                                   بدن من که شده زرد خدا خواسته است؟

 سیل نامرد رسید و دلمان ویران شد

                                    کدخدا باز یقین زد خدا خواسته است

 می شنیدم که خطیبی سر منبر میگفت :

                                   چهارده قرن عقب گرد خدا خواسته است؟؟؟

+ نوشته شده توسط الهام رحيمي در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 14:21 |

کارگردان:تری جورج

فيلمنامه‌نويس: كاير پيرسن

کارگردان:تری جورج

فيلمنامه‌نويس: كاير پيرسن

بازیگران: دان چیدل(پل روسه ساباگینا)، سوفی اوکنودو (تاتيانا)

مدت فیلم:

محصول 2003 آفریقای جنوبی.

داستان فیلم

روسه سابا گینا مدیر داخلی هتل میلکولین در رواندا هوتو است و زنش یک توتسی است. در جریان نسل کشی قبیله توتسی در سال 1994 جان عده زیادی از توتسی هایی را که به او پناه می آورند را از مرگ نجات می‌دهد.

داستان "هتل رواندا"که بر گرفته از داستان واقعی روسه ساباگینا مدیر داخلی هتلی در رواندا در جریان نسل کشی سال 1994است، آشوب‌های قبیله‌ای این کشور افریقایی نسل‌کشی فبیله توتسی و کشته‌شدن بیش از یک میلیون نفر در تنها سه ماه و خونسردی جامعه جهانی و سازمان ملل در برخورد با این فاجعه را به تصویر درآورده است. عکس العملی که در جریان نسل کشی...... صربها، چهره قبیحتری از ارگانهای مدافع ملل نشان داد. داستان از این قرار است که:6 آوریل سال 1994، هواپیمای حامل جونوال هابیاریمانا، رییس جمهوری وقت رواندا که از اعضای قبیله هوتو بود، در اثر شلیک موشک زمین به هوا در نزدیکی فرودگاه کیگالی، پایتخت رواندا، سقوط میکند.در پی کشته شدن رییس جمهوری، هوتوهای تندرو این واقعه را به مخالفان توتسی نسبت دادند و به حملات گسترده علیه اقلیت قومی توتسی و هوتوهای میانه رو دست زدند.قتل عام رواندا یکصد روز به طول انجامید تا سرانجام نیروهای شورشی، که افراد توتسی در آن اکثریت داشتند، توانستند کنترل اوضاع را در دست بگیرند.گفته می‌شود که در خلال این یکصد روز، حدود یک میلیون نفر از اعضای قبیله توتسی و هوتوهای میانه رو به دست هوتوهای افراطی کشته شدند. گذشته از اینکه تری جورج جامعه جهانی و سازمان ملل متحد را به خودداری از مداخله به موقع برای خاتمه آن ملامت می کند. نکته وحشتناکی را از برخورد با احساسات اقوام و ملل را از زیر آوار فراموشی بیرون می کشد و مقابل چشمان فراموشکار ما می آورد: قدرت تخریب تنفر. بیایید داستان نژادهای رواندا را مرور کنیم :

زمانی که بلژیکی ها بر رواندا مسلط بوده اند، بر اساس نژادپرستی جاری در ذهنشان، اهالی رواندا را به دو نژاد هوتو و توتسی تقسیم می کنند؛ این دیالوگ فیلم دقت کنید:

خبرنگار: خب حالا فرق یه نفر هوتو ها و توتسی ها چیه؟

بندیکت: بلژیکی ها که اینجا بودن میگفتن که توتسی ها کشیده تر و ظریفترن. اصلا اونا بودن که مردم رو به دو دسته تقسیم کردن.

خبرنگار: چطوری؟

بندیکت: همینجوری از روی قیافه. اونای رو که دماغای باریکتر و پوست روشن تر داشتن از بقیه جدا کردن. بلژیکی ها همه کارها رو سپرده بودن به توتسی ها. اما وقتی که اونا از کشور رفتن قدرت افتاد دست هوتو ها و اونا هم برای جبران اون تحقیرها شروع کردن به انتقام گرفتن از کله گنده های توتسی...

سالها تحقیر همشهری درجه دو بودن آنهم بخاطر داشتن دماغ بزرگتر و پوست سیاه تر باید در جایی تخلیه می شد. فیلم را که نگاه می کنیم ساده لوحانه می پرسیم؛ این همه بی رحمی برای چه؟ اما هیچکس از توتسی ها بخاطر کشتن بیرحمانه روح هموطنانشان در زمانه ای که دور دست آنها بود، سوالی نپرسید. چرا می اندیشیم که کشتن جسم زشت تر و بیرحمانه تر از کشتن روح افراد است. شاید طعم تلخ تحقیر را نچشیده باشیم.

+ نوشته شده توسط الهام رحيمي در شنبه چهاردهم بهمن 1385 و ساعت 18:6 |

کارگردان: جوزپه تورناتوره
فیلمنامه : جوزپه تورناتوره و لوچیانو وینچنزونی ( بر اساس داستانی از لوچیانو وینچنزونی) بازیگران: مونیکا بلوچی (مالنا اسکوردیا)- ژوزپه سالفارو ( رناتو آموروزو) - لوسیانو فدریکو ( پدر رناتو) - ماتیلده پیانا ( مادر رناتو)
محصول ایتالیا ( ۲۰۰۰) مدت فیلم : 109 دقیقه

دوستی در تعریف مالنا قناعت کرد به این جمله که: فیلم لطیفی است و من در چشمانش خواندم که باید فیلم را ببینم. فیلم، داستان زنی زیباست که شوهرش به جنگ رفته و همه گمان می‌کنند مرده است. مردان شهر در آرزوی دست یافتن به او از او شهر آشوبی می سازند و زنان از او در میدان شهر انتقام زنانه ای می گیرند.

داستان از زاویه دید پسری نوجوان که عاشق او شده است روایت می شود و تورناتوره سرسوزنی از نمایش رفتارهای جنسی نوجوانان ( و جوانان) پرهیز نمی کند. فیلم بطرز زیرکانه ای ماهیت چند سوژه بی ارتباط را تحلیل می کند: قربانیان جنگ (داستان در جریان جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد)، مصایب زن بودن حتی در اجتماعات رشد نیافته و بالغ شدن و نابالغ ماندن! فیلم هایی از این دست فیلم های بی نیاز از نقد و توضیح است. اگرچه جز پرده برداری از رفتارهای جنسی نوجوانان، حرف نزده تازه ای نمی گوید ولی فضای آشنا و صمیمی فیلم اعلامیه ای برحقوق زنان است که خود هنوز نپذیرفته اند.

مالنا، بخاطر ارائه تصویر تمایلات جنسی نوجوانان مورد انتقاد جامعه امریکا بوده است. از اینرو علیرغم اقبال آن در ایتالیا و اروپا، تنها نسخه سانسور شده فیلم را (با 17 دقیقه سانسور) می توان در آمریکا پیدا کرد.

+ نوشته شده توسط الهام رحيمي در شنبه چهاردهم بهمن 1385 و ساعت 17:58 |

 مراسم سخنرانی در حسینیه ارشاد به مناسبت آخرین شب از لیالی قدر، شب گذشته مطابق با برنامه اعلام شده از سوی سازمان دانش آموختگان ایران و اتحادیه دفتر تحکیم وحدت برگزار گردید اما انچه این برنامه را متمایز با مراسمهای انجام شده در شبهای گذشته کرد، حضور و سخنرانی از قبل اعلام نشده دکتر عبدالکریم سروش متفکر برجسته معاصر بود.

هر چند که شایعه حضور و سخنرانی دکتر سروش در حسینیه ارشاد و در لیالی قدر در گوشها پیچیده بود اما این گمان می رفت تا با برگزاری آخرین شب مراسم باطل گردد. 1 ماه پیشتر از حضور و سخنرانی دکتر سروش در همایش دین و مدرنیته در همین محل جلوگیری شده بود اما در میانه مراسم شب بیست وسوم ودر هنگام سخنرانی تقی رحمانی ، دکتر سروش از درب پشتی حسینیه وارد سالن شد و در ردیف اول جای گرفت ورود دکتر سروش با ابراز احساسات جمعیت حاضر در سالن که از حضور اعلام نشده ایشان غافلگیر شده بودند همراه بود تا جاییکه مجری مراسم با قطع سخنان تقی رحمانی از حضار درخواست کرد تا نظم جلسه را حفظ کنند.

دقایقی بعد محمد صادقی مجری برنامه با آرزوی بازگشت دکتر سروش به دانشگاه در مقام استاد، از ایشان خواست تا در پشت تریبون قرار گیرند .عبدالکریم سروش نیز در میان ابراز احساسات حضار و در حلقه عکاسان در پشت تریبون قرار گرفت و به ایراد سخنانی کوتاه در زمینه شب قدر پرداخت.

دکتر سروش با تشکر و قدردانی از تمامی حضار جلسه علی الخصوص بانیان برنامه از اظهار لطف دوستان تشکر کرد و گفت: به دوستان برگزار کننده از این جهت که صنعت غافلگیری را نیک می دانند تبریک می گویم.

دکتر سروش شبهای قدر را لیالی مبارک و خجسته ای دانست که باید در آن به یکدیگر مبارکباد گفت
سروش با اشاره به نزول قران در شبهای قدر گفت: در این شبها پیامبر اسلام اولین تجربه دینی خود را داشت و این تجربه دینی را با ما که پیروانش هستیم در میان نهاد. و البته برای همه ما امکان بر افروختن این شعله دینی مخصوصا در چنین شبهایی وجود دارد.

دکتر سروش در ادامه با ذکر دعایی منسوب به پیامبر اسلام ادامه داد: تمامی کسانی که در راه تصحیح فهم دینی تلاش می کنند عبادت بزرگی می کنند و باید راه آنها را عزیز شمرد. سروش گفت: آدمیان عبادات مختلفی دارند عبادات برخی گریستن، برخی رکوع و سجود و عبادات گروهی نیز اندیشیدن است.

سروش مهمترین عبادات در این شبها را تقرب الی الله با خردورزی دانست و گفت: گمان نکنید که این سخنرانیها مقدمه ای است برای اصل موضوع و قران بر سر گرفتن ،بلکه اصل موضوع همین اندیشیدن و به تفکر واداشته شدن است. ما هر چه بیشتر بیاندیشیم و هرچه بیشتر تعقل کنیم البته عبادت کرده ایم.

دکتر سروش در پایان با اشاره به سیره و رفتار علی (ع) و قرائت اشعاری از مولوی در این مورد، امام علی را افتخار انبیا و اولیا دانست و ضمن اشاره به حلم و مدارای علی، خطاب به حاکمیت گفت: امروز حرف ما با شما این است که اگر به قانون عمل نمی کنید به حلم عمل کنید، با مردم و دانشجویان مدارا کنید یک حکومت نباید همواره در برابر مردم تیغ بکشد بلکه باید به حلم و مدارا رفتار کند.

 

 

منبع:

       ادواردنیوز

+ نوشته شده توسط الهام رحيمي در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 14:45 |